قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4403

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سنهء ثمان عشر و سبعمائه هجرى « 1 » [ موافق سال هفتصد و هشتم از رحلت خير البشر ] در اين سال در ملك پادشاه ايران از اطراف و جوانب آشوب و فتنه برخاست . از طرف خراسان شاهزاده ييسور بنياد فتنه‌انگيزى كرد . تفصيل اين مجمل آن است كه چون امير يساور كشته شد و امير ايسن قتلغ به خراسان رسيد ، بكتوب از پيش شهزاده ييسور نزد ايسن قتلغ آمده پيغام رسانيد كه « امير يساور در مقام قتل شهزاده شده بود به واسطهء حفظ نفس خود به امير يساور منازعت واقع شد تا رسيد به او آنچه رسيد و بنده به دستور قديم غاشيهء اطاعت سلطان ابو سعيد بر دوش جان دارم . » و عهدنامه مؤكد به سوگندان به جهت مصالحهء وقت به درگاه پادشاه ارسال داشت . و سلطان به مشورت امراى درگاه ايلچيان او را نوازش كرده رخصت انصراف ارزانى داشت . و چون بكتوب را [ 408 الف ] از صميم قلب هواخواه ييسور شده بود و اين معنى بر شهزاده ظاهر گشته ، اختيار « 2 » خود و ملك و مال به وى ارزانى داشت . و بدين جهت امراى خراسان در دفع او يكدل شده بودند و وقت را مترصد بودند و كس نزد ملك غياث الدين كرت فرستاده از وى مدد طلبيدند . و چون در اول جلوس سلطان ابو سعيد ، ييسور و بكتوب ملك را آزرده‌خاطر كرده بودند ، جمعى را به كمك امرا تعيين كرد . و امراى خراسان همگى خود را بر خيلخانهء بكتوب زده تمامت اسباب و اموال او را فروگرفتند . و بكتوب را اين‌قدر فرصت شد كه خود را با چهار نفر جان خود را از آن غرقاب به ساحل نجات نزد شهزاده

--> ( 1 ) . م ، ش : وقايع سال هفتصد و نوزدهم از رحلت . ( 2 ) . ق : اخمار